هر بار که ارز دیجیتال بیت کوین به یک عدد بزرگ نزدیک میشود، مردم شروع میکنند به اینکه انگار بازار شفاف شده است.
شفاف نشده.
فقط سروصدایش بیشتر شده.
ارز دیجیتال بیت کوین نزدیک به ۸۰ هزار دلار توجهها را جلب میکند. مردم را بیدار میکند. دوستانی را که در ماههای آرام ناپدید شده بودند برمیگرداند. گروههای چت را دوباره فعال میکند. کسانی را که هفتهها کریپتو را نادیده گرفته بودند وادار میکند ناگهان بپرسند که آیا "دیر شده."
این جالبترین چیز در مورد بازارهاست.
قیمت میتواند هفتهها حرکت کند و کسی اهمیت ندهد.
بعد به یک عدد رُند نزدیک میشود و ناگهان همه فکر میکنند باید نظر داشته باشند.
در زمان نگارش این مقاله در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۱۹، ارز دیجیتال بیت کوین در محدوده ۸۰٫۳ هزار دلار بود، بر اساس فید مالی که بررسی کردم. پوشش اخیر بازار از The Economic Times نیز بیت کوین را در نزدیکی ۸۰ هزار دلار پس از رد شدن از ناحیه ۸۲٫۵ هزار دلار توصیف کرد، در حالی که خروج سرمایه از ETF به احساسات محتاطانه دامن زد.
گزارش دیگری نشان داد که بیت کوین به طور مختصر به حدود ۸۲٫۷ هزار دلار رسید و سپس به سمت ۸۰ هزار دلار بازگشت، در حالی که یک شورت اسکوییز به این حرکت کمک کرد.
این جالب است.
اما یک برنامه معاملاتی نیست.
این یکی از درسهای سختتر در معاملهگری است.
یک حرکت بازار میتواند واقعی باشد و باز هم معامله شما نباشد.
میتوانید داستان را بفهمید.
میتوانید مومنتوم را ببینید.
میتوانید حتی در مورد جهت درست باشید.
و باز هم پول از دست بدهید.
نه به این دلیل که ایده بد بود.
بلکه چون ورود شما دیر بود.
حجم معامله شما خیلی زیاد بود.
حد ضرر شما احساساتی بود.
اهرم شما بیپروا بود.
معامله شما واقعاً یک معامله نبود.
ترس از دست دادن سرمایه بود که لباس بهتری پوشیده بود.
بیشتر معاملهگران این را به روش گران یاد میگیرند.
آنها فقط به این دلیل ضرر نمیکنند که اشتباه میکنند.
ضرر میکنند چون نیمه درست هستند بدون هیچ برنامهای.
این جای خطرناکی است برای بودن.
کاملاً اشتباه بودن معمولاً به سرعت به شما یاد میدهد.
نیمه درست بودن میتواند شما را به اندازه کافی در معامله نگه دارد تا آسیب واقعی بزنید.
اینجاست که مردم گیج میشوند.
فکر میکنند اگر بیت کوین قوی باشد، خرید حتماً درست است.
لزوماً نه.
یک دارایی قوی هنوز هم میتواند ورود بد را تنبیه کند.
یک ایده بلند مدت خوب هنوز هم میتواند ستاپ کوتاهمدت وحشتناکی داشته باشد.
یک بازار میتواند در کل بالاتر برود و در عین حال معاملهگران بیش از حد اهرمگذار را در مسیر لیکویید کند.
به همین دلیل سوال فقط این نیست:
سوال بهتر این است:
این کمتر هیجانانگیز است.
اما مفیدتر است.
چون وقتی قیمت شروع به حرکت سریع میکند، مردم درست فکر کردن را متوقف میکنند.
شروع میکنند به محاسبات احساساتی.
"اگر به ۹۰ هزار دلار برسد، پشیمان میشوم که نخریدم."
"اگر صبر کنم، فرصت را از دست میدهم."
"اگر کمی اهرم استفاده کنم، میتوانم جبران کنم."
"اگر افت کرد، فقط نگهش میدارم."
این یک استراتژی نیست.
این یک حالت است.
و حالات در بازارها گران تمام میشوند.
خیلی از معاملهگران مبتدی فکر میکنند معامله فقط قیمت ورود است.
اینطور نیست.
معامله فرآیند کامل است.
ورود.
حجم پوزیشن.
حد ضرر.
افق زمانی.
کارمزد معامله.
اسپرد.
اسلیپیج.
فاندینگ در صورت استفاده از مشتقات.
نقدینگی.
برنامه خروج.
راهاندازی حساب.
اینکه آیا واقعاً میتوانید وقتی نیاز دارید پول جابهجا کنید.
آن بخش آخر بیشتر از آنچه مردم قبول میکنند اهمیت دارد.
بیشتر معاملهگران فقط پس از اینکه قبلاً پول را متعهد کردهاند جزئیات عملیاتی را بررسی میکنند.
اول واریز میکنند، بعد مسیرهای برداشت را بررسی میکنند.
اول معامله میکنند، بعد متوجه اسپرد میشوند.
اول حساب باز میکنند، بعد متوجه میشوند که KYC یا دسترسی به محصول اهمیت دارد.
اول از سفارشهای بازار استفاده میکنند، بعد یاد میگیرند که کارمزد تیکر و اسلیپیج چه حسی دارند.
این برعکس است.
قبل از معامله در بازار بیت کوین پرسرعت، سوالهای کسلکننده بیشتر اهمیت دارند.
آیا میتوانم واریز کنم؟
آیا میتوانم برداشت کنم؟
کارمزدها چیست؟
آیا حساب من تأیید شده؟
واقعاً از چه محصولی استفاده میکنم؟
اگر قیمت سریع حرکت کند چه اتفاقی میافتد؟
آیا معاملات اسپات انجام میدهم یا با اهرم؟
آیا هزینه ورود و خروج را میفهمم؟
این کسلکننده نیست.
این بقاست.
عدد روی نمودار فقط یک بخش از معامله است.
یک معاملهگر ممکن است فکر کند که بیت کوین را با یک قیمت میخرد، اما هزینه واقعی میتواند شامل بیشتر از قیمت اصلی باشد.
اسپرد وجود دارد.
کارمزد معامله وجود دارد.
ممکن است هزینههای واریز یا برداشت وجود داشته باشد.
اگر سفارش بزرگ باشد یا بازار سریع حرکت کند ممکن است اسلیپیج وجود داشته باشد.
اگر معاملهگر از مشتقات استفاده کند ممکن است هزینههای فاندینگ وجود داشته باشد.
اگر معامله با اهرم انجام شود ممکن است ریسک اضافی وجود داشته باشد.
و همیشه هزینه تصمیمگیری عجولانه وجود دارد.
آن هزینه آخر را در صفحه کارمزد سخت میتوان دید.
اما اغلب گرانترین هزینه است.
وقتی بیت کوین آرام است، مردم میگویند منتظر تأیید هستند.
وقتی بیت کوین شروع به حرکت میکند، میگویند دیر شده.
بعد دنبالش میدوند.
اینگونه یک بازار خوب تبدیل به یک معامله بد میشود.
نه به این دلیل که بیت کوین جذاب نبود.
بلکه چون معاملهگر هیچ ساختاری نداشت.
احساس دیر بودن یکی از خطرناکترین احساسات در معاملهگری است.
مردم را عجول میکند.
و عجله مردم را در برابر بازار سخاوتمند میکند.
ورودهای بدتر را قبول میکنند.
اسپرد را نادیده میگیرند.
حجم را خیلی تهاجمی تنظیم میکنند.
برنامهریزی را رد میکنند.
هر اصلاح را مثل یک هدیه میبینند.
هر کندل سبز را مثل مدرک میبینند.
اما بازار اهمیتی نمیدهد که احساس دیر بودن میکنید.
اهمیتی نمیدهد که حرکت را تماشا کردید و تردید داشتید.
اهمیتی نمیدهد که یکی دیگر پول در آورد.
اهمیتی نمیدهد که دوستتان زودتر وارد شد.
این احتمالاً بیرحمانهترین بخش معاملهگری است.
بازار هیچ بازپرداخت احساساتی نمیدهد.
یا برنامه دارید یا تبدیل به نقدینگی برای کسی میشوید که دارد.
اهرم خطرناک است چون میتواند یک تصمیم احساساتی بد را حرفهای نشان دهد.
مردم معمولاً نمیگویند:
میگویند:
گاهی این درست است.
اغلب نیست.
گاهی "اطمینان" فقط اضطراب با نام تمیزتر است.
مشکل اهرم این است که مقدار زمانی که باید اشتباه باشید را کاهش میدهد.
در معاملات اسپات، میتوانید مدتی اشتباه باشید و هنوز زنده بمانید.
با اهرم، یک سایه بد میتواند یک اشتباه قابل مدیریت را به خروج اجباری تبدیل کند.
و این قبل از فکر کردن به فاندینگ، کارمزد معامله، اسپردها، سطوح لیکوییداسیون و نوسان است.
یک معاملهگر که در طول یک حرکت سریع بیت کوین از اهرم استفاده میکند نباید فقط بپرسد:
باید بپرسد:
آن سوال کمتر جذاب است.
این همان سوالی است که شما را در بازی نگه میدارد.
هرچه بیشتر بازارها را تماشا میکنم، به معاملهگران کسلکننده بیشتر احترام میگذارم.
نه آدمهای کسلکننده.
معاملهگران کسلکننده.
آنهایی که نیازی ندارند هر حرکتی را معامله کنند.
آنهایی که میتوانند بگویند:
آنهایی که اجرا را بررسی میکنند.
آنهایی که قبل از کلیک کردن حجم پوزیشنشان را میدانند.
آنهایی که میفهمند بیطرف بودن هم یک پوزیشن است.
آنهایی که فعالیت را با پیشرفت اشتباه نمیگیرند.
این درس خارج از کریپتو هم اعمال میشود.
در املاک، کسی که قرارداد را میخواند معمولاً بهتر از کسی که فقط عاشق منظره میشود عمل میکند.
در کسبوکار، کسی که جریان سرمایه را درک میکند معمولاً بیشتر از کسی که فقط ایده را دوست دارد دوام میآورد.
در معاملهگری، کسی که به ریسک احترام میگذارد معمولاً بیشتر از کسی که فقط به مومنتوم احترام میگذارد زنده میماند.
آدم هیجانانگیز توجه میگیرد.
آدم کسلکننده زنده میماند.
و بقا کمارزشگذاری شده است.
اگر از امارات معامله میکنید، سمت پلتفرم مهم است.
نه فقط کوین.
باید بدانید چه محصولاتی برای شما در دسترس است، چه تأییدیهای لازم است، ساختار کارمزد شما چگونه به نظر میرسد، و آیا میتوانید وقتی نیاز دارید پول جابهجا کنید.
مرکز راهنمای OKX در امارات میگوید کاربران فردی باید تأییدیه هویت پیشرفته را برای برآوردن الزامات KYC تکمیل کنند، و کاربران میتوانند پس از تکمیل تأییدیه هویت معامله کنند، واریز کنند و برداشت انجام دهند. OKX همچنین اشاره میکند که دسترسی به محصول، ویژگیها، قوانین و شرایط ممکن است برای همه مشتریان اعمال نشود، بنابراین کاربران باید جزئیات حساب خود را بررسی کنند.
این فقط امور اداری نیست.
بخشی از فرآیند معاملهگری است.
اگر حساب شما آماده نباشد، بازار منتظر شما نمیماند.
اگر فقط وقتی دارید تلاش میکنید عمل کنید محدودیتها را کشف کنید، این مشکل زمانبندی پلتفرم نیست.
مشکل آمادگی شماست.
به همین دلیل است که همیشه به همان ایده برمیگردم:
کار کسلکننده را قبل از لحظه احساساتی انجام دهید.
حساب خود را بررسی کنید.
کارمزدها را بررسی کنید.
محصول را بررسی کنید.
مسیر برداشت را بررسی کنید.
بررسی کنید که آیا معامله را میفهمید.
سپس تصمیم بگیرید.
ارز دیجیتال بیت کوین نزدیک به ۸۰ هزار دلار جالب است.
اما هیچکس را باهوش نمیکند.
معامله شما را خوب نمیکند.
اهرم را ایمن نمیکند.
نیاز به برنامه را از بین نمیبرد.
یک حرکت بزرگ فقط به شما میگوید که بازار فعال است.
نمیگوید که آیا باید شرکت کنید.
آن تصمیم هنوز متعلق به شماست.
و اگر شرکت کنید، سوال فقط این نیست که آیا بیت کوین بالاتر میرود.
سوال این است:
این آزمون واقعی است.
چون در کریپتو، خیلی از مردم مدتی درست هستند.
افراد کمتری آمادهاند.
و افراد کمتری هنوز هم وقتی نمودار شروع به حرکت میکند انضباط دارند.
ارز دیجیتال بیت کوین میتواند دوباره نزدیک به ۸۰ هزار دلار باشد.
این هنوز هم آن را معامله شما نمیکند.
اگر دسترسی به صرافی کریپتو، کارمزدها و راهاندازی حساب در امارات را مقایسه میکنید، فقط به کارمزد معاملاتی اصلی نگاه نکنید.
پلتفرم را بررسی کنید.
محصولات موجود برای خود را بررسی کنید.
الزامات KYC را بررسی کنید.
ساختار کارمزد را بررسی کنید.
اسپرد، اجرا و مسیرهای برداشت را قبل از معامله بررسی کنید.
برای خوانندگانی که گزینههای صرافی در امارات را مقایسه میکنند، میتوانید OKX را اینجا بررسی کنید.
افشاگری: لینک OKX بالا ممکن است یک لینک ارجاعی باشد. اگر از طریق آن ثبتنام کنید یا معامله کنید، ممکن است کمیسیون دریافت کنم. دسترسی بر اساس منطقه متفاوت است. قبل از معامله KYC الزامی است. معامله کریپتو با ریسک همراه است و این مقاله صرفاً آموزشی است، نه مشاوره مالی.
Bitcoin Is Back Near $80K. That Still Doesn't Make It Your Trade. در ابتدا در Coinmonks در Medium منتشر شد، جایی که مردم با برجسته کردن و پاسخ دادن به این داستان به گفتگو ادامه میدهند.


