ایالات متحده و جمهوری چین (نام رسمی تایوان) — یکی از پویاترین و کارآمدترین دموکراسیهای جهان — از سال ۱۳۳۴ رابطه دفاعی رسمی داشتهاند. هفته گذشته، دونالد ترامپ — که از سال گذشته دو محموله به ارزش کل ۲۵ میلیارد دلار از تجهیزات نظامی آمریکا که تایوان خریداری کرده را نگه داشته — گفت که این رابطه اکنون یک "ورق معامله" برای به دست آوردن آنچه او، دوستان الیگارشاش و خانوادهاش از چین میخواهند، است.
آمریکا بر این ایده بنا شد که دموکراسی — شکلی از حکومت که بنیانگذاران ما آن را در جوامع بومیان آمریکا در حال عملکرد خوب یافتند، همانطور که در تاریخ پنهان دموکراسی آمریکا: بازیابی شیوه باستانی زندگی بشریت توضیح میدهم — ستاره شمال ما، مفهوم محوریای بود که تمام اقدامات ما حول آن میگشت.

ما با بریتانیای کبیر برای استقرار دموکراسی جنگیدیم، با کنفدراسیون فاشیستی مبارزه کردیم تا دموکراسی را در آمریکا حفظ کنیم، و در مقابله با فاشیستهای آلمانی، ایتالیایی، اسپانیایی و ژاپنی برای حفظ و احیای دموکراسی در اروپا و آسیا کمک کردیم.
پس از پیروزی در هر نبرد، کمی دموکراتیکتر شدیم و به زنان، بردگان سابق و حتی جوانان ۱۸ ساله حق رأی دادیم. ما از مردمان متنوع جهان که زیر بار ستم و فقر ناله میکردند استقبال کردیم تا در دموکراسی و نظام اقتصاد آزادی که آن فراهم میکرد سهیم شوند.
اما اکثر کشورهای جهان امروز، کاربرد چندانی برای دموکراسی ندارند. مطمئناً پوتین، شی و شیوخ خاورمیانه آن را تهدیدی برای ثروت و قدرت خود میبینند. اکثر کشورهای کوچکتر جهان تحت سلطه خانوادههای ثروتمند (الیگارشی) یا جنگسالاران خشونتطلب (اتوکراسی) هستند؛ در طول دهههایی که کار امداد بینالمللی انجام دادم، در بسیاری از آنها وقت گذراندم.
با این حال همیشه برای دموکراسی جنگیدیم، حتی اگر در ابتدا ناقص بودیم. ما در ایجاد سازمان ملل متحد، یک نهاد دموکراتیک، کمک کردیم. برای دموکراسی اروپا و آسیا جنگیدیم و کشته دادیم. از طریق برنامههای کمک خارجی مانند USAID و عملیاتهای حمایت از دموکراسی مانند صدای آمریکا، دموکراسی را در سراسر جهان تشویق کردیم.
تا زمان ترامپ.
امروز، رئیسجمهوری داریم که دموکراسی و کشورهای دموکراتیک را با تحقیر مینگرد. او آشکارا متحدان دموکراتیک ما را مسخره میکند در حالی که به اتوکراتها و الیگارشها تملق میگوید و آنها را ستایش میکند. او USAID را نابود کرد، صدای آمریکا را از بین برد، و حتی تلاش کرد دموکراسی خودمان را سرنگون کند — و احتمالاً دوباره تلاش خواهد کرد.
دنبالکنندگان نژادپرست، همجنسگراستیز و "کمسواد" او با تحقیر وی نسبت به دموکراسی موافقند و آشکارا فرامین استبدادی او را میپذیرند چون از همان افرادی نفرت دارد که آنها نفرت دارند. سیاستمداران جمهوریخواهی که زمانی از دموکراسی آمریکا دفاع میکردند، مانند سناتور بیل کسیدی، در برابر تهدیدات انتقامجویانه او سر فرود میآورند وقتی که به او در همراهی با پوتین نمیپیوندند و از نقضهای آشکار ترامپ نسبت به قوانین بینالمللی حمایت نمیکنند.
میلیاردرهای خارجی مانند مرداکهای فاکس "نیوز" و شیوخ خاورمیانه که میلیاردها دلار به خانواده ترامپ سرازیر کردهاند، ظاهراً خوشحال هستند که دموکراسی ما زیر حمله است. حدود صد خانواده میلیاردر داخلی با اشتیاق حاضرند دموکراسی و مطبوعات آزادی که نیاز دارد را در ازای کاهش مالیات و مقرراتزدایی معامله کنند.
پس اگر آنها پیروز شوند چه اتفاقی میافتد؟
اگر آمریکا سرانجام بهطور کامل اتحادهایی را که طی ۲۵۰ سال ساختهایم رها کند و به جای آن این نظم نوین جهانی اتوکراتیک پوتین، شی و میلیاردرهای فاسدی که بیشتر اتوکراسیهای جهان را اداره میکنند بپذیرد چه اتفاقی میافتد؟
اگر بهطور رسمی از ناتو خارج شویم یا بهسادگی به آرامی فرآیند رها کردن این اتحاد را ادامه دهیم؟ اگر تایوان، ژاپن، استرالیا و کره جنوبی را به رحمت حزب کمونیست چین واگذار کنیم؟ اگر به پذیرش "باحالترین دیکتاتور آمریکا"، بوکله در السالوادور و رودریگز در ونزوئلا ادامه دهیم و بگذاریم اقتدارگرایی آنها در سراسر نیمکره ما گسترش یابد؟
اگر حزب جمهوریخواه و صاحبان میلیاردرش موفق شوند همه مطبوعات آزاد پرنشاط سابق ما را جز یک بازمانده نمادین ساکت کنند، اگر ICE به Schutzstaffel شخصی ترامپ و ونس تبدیل شود و "مراکز بازداشت" خود را به روی آمریکاییهای "لیبرال" که از قبل برچسب "تروریستهای داخلی" خوردهاند باز کند؟ اگر به پیروی از سیستم پوتین در تنظیم دقیق افراد واجد شرایط رأی دادن (در حالی که دموکراتهایی مانند فترمن را فاسد میکنند) ادامه دهند تا جمهوریخواهان هرگز شکست نخورند؟
اگر آنها پیروز شوند چه اتفاقی میافتد؟
آنگاه ثروتمندترین مردم روی زمین سرانجام دنیایی را که همیشه میخواستند به دست میآورند، از روزهایی که با انقلاب آمریکا مخالفت کردند، تا مبارزه علیه لینکلن، تا میلیاردرهای "آمریکا اول" که تلاش کردند اسمدلی باتلر را برای ترور FDR استخدام کنند، تا حمایت از ترامپ در حال حاضر:
دنیایی که دموکراسی در آن ضعیف است.
نیروی کار ناتوان است.
مطبوعات کنترل میشوند.
مذهب به سلاح تبدیل میشود.
انتخابات مدیریت میشود.
ترس مردم را مطیع نگه میدارد.
و میلیاردرها بدون پاسخگویی حکومت میکنند.
این بازی نهایی الیگارشهاست و هزاران سال است که چنین بوده. به همین دلیل است که سینما، منچین، گلدن و فترمن را خریدند و در انتخابات سراسر کشور دخالت میکنند. به همین دلیل است که رسانههای ما را میخرند. به همین دلیل است که جمهوریخواهان در کنگره بهطور مداوم پول بیشتری از مالیاتدهندگان ما را به ICE میفرستند در حالی که جرائم متعدد قابل استیضاح ترامپ از جنایات جنگی تا نقض مقررات منافع تا خیانت آشکار به متحدان دموکراتیک ما را نادیده میگیرند.
نه "عظیم کردن آمریکا".
نه میهنپرستی.
نه مسیحیت.
نه آزادی.
قدرت.
قدرت خام برای مشتی کوچک از مردان بیمارگونه ثروتمند، که با تبلیغات، فساد و خشونت اجرا میشود، هم توسط عوامل دولتی (علیه کومی، جیمز، شیف و دیگران، و بهزودی متوجه شما و من خواهد شد) و هم توسط فریلنسرهای J6 که ترامپ تلاش میکند با ۱.۷ میلیارد دلار درست به موقع برای انتخابات پاییز امسال پیشپرداخت کند.
به نظر میرسد تقریباً هر ۸۰ سال یک بار، نبرد برای حفظ دموکراسی دوباره برمیگردد و نسل آن دوران را با چالش روبهرو میکند. و اینجاست که دوباره.
نسلهایی که فاشیسم را در دهههای ۱۷۷۰، ۱۸۶۰ و ۱۹۴۰ شکست دادند چیزی ساده اما عمیق را میدانستند: دموکراسی تنها اگر مردم عادی حاضر به دفاع از آن باشند، دوام میآورد.
حالا نوبت ماست.


